دین یاری؛ نقد باورهای نادرست و تبیین هویت مستقل آیین یاری

  • یارسان
  • زمان مطالعه: 8 دقیقه
تنبور سه‌سیم، دفتر کلام یاری و چشم‌انداز کوه‌های زاگرس؛ نمادهای فرهنگی و معنوی دین یاری

دینی که قرن‌ها با نامی نادرست معرفی شد

دین یاری چیست؟

دین یاری یکی از کهن‌ترین سنت‌های دینی منطقه زاگرس است که پیروان آن با نام جامعه یارسان شناخته می‌شوند. برخلاف برخی برداشت‌های رایج، یاری نه شاخه‌ای از اسلام است و نه تصوف یا فرقه‌ای مذهبی؛ بلکه نظامی فکری و دینی مستقل با جهان‌بینی، متون مقدس، آیین‌ها، زبان و ساختار اجتماعی ویژه خود به شمار می‌رود.

باورهای نادرست درباره دین یاری

کمتر دینی در جغرافیای ایران و زاگرس را می‌توان یافت که به اندازه «دین یاری» گرفتار سوءبرداشت، نام‌گذاری نادرست و روایت‌های تحریف‌شده شده باشد. بخش مهمی از آنچه امروز درباره یاری نوشته یا گفته می‌شود، نه بر پایه منابع اصیل این آیین، بلکه بر اساس نگاه بیرونیِ نویسندگان مذهبی، شرق‌شناسان اولیه یا پژوهشگرانی است که دین یاری را از دریچه ادیان دیگر تفسیر کرده‌اند.

نخستین گام برای شناخت هر دین، شناخت آن از زبان پیروان راستین همان دین و بر اساس متون حقیقی آن است؛ نه تحمیل مفاهیم و طبقه‌بندی‌های بیرونی بر آن. همان‌گونه که هیچ پژوهشگری مسیحیت را با معیارهای اسلام تعریف نمی‌کند یا بودیسم را شاخه‌ای از هندوئیسم نمی‌خواند، یاری نیز باید بر اساس مفاهیم، متون، جهان‌بینی و ساختار درونی خود شناخته شود.

باور نادرست اول: یارسان نام دین است

این، بنیادی‌ترین خطای رایج است. «یارسان» نام دین نیست. یارسان، جامعه‌ای است که به دین یاری باور دارد. نام دین، «یاری» است؛ همان‌گونه که اسلام نام دین و مسلمان نام پیرو آن است. تبدیل نام جامعه به نام دین، موجب شده است که در بسیاری از پژوهش‌ها، هویت واقعی این آیین دچار ابهام شود.

باور نادرست دوم: یاری یک فرقه اسلامی است

این برداشت، محصول نگاه فقهی و سیاسی چند قرن اخیر است. یاری نه برای تفسیر اسلام شکل گرفته، نه برای اصلاح آن و نه خود را شاخه‌ای از آن معرفی می‌کند. یاری دارای جهان‌بینی مستقل، متون مقدس، زبان مقدس، تقویم ویژه، آیین‌های اختصاصی، نظام اخلاقی، ساختار اجتماعی و مفاهیم بنیادینی است که در چارچوب ادیان ابراهیمی قابل تقلیل نیست. شباهت‌های تاریخی یا حضور شخصیت‌هایی با نام‌های مشترک، دلیل بر وابستگی یک دین به دین دیگر نیست.

باور نادرست سوم: یاری همان تشیع غالی است

عنوان «غلات» اصطلاحی کلامی در سنت اسلامی است و برای توصیف گروه‌هایی به کار رفته که از منظر متکلمان مسلمان از حدود اعتقادی تشیع فراتر رفته‌اند. به‌کار بردن این عنوان برای یاری، در واقع تحمیل یک طبقه‌بندی بیرونی بر دینی است که خود، نظام اعتقادی مستقلی دارد. دونادون، جم هفتن و هفتوانه ، چلتن و چلوانه ، دفتر، کلام، سرسپاری، ساختار خاندان‌ها، گاه‌شمار ویژه و جایگاه سلطان سهاک و یارانش همگی نشان می‌دهند که یاری را نمی‌توان صرفاً ذیل یک اصطلاح کلامی اسلامی تعریف کرد.

باور نادرست چهارم: یاری همان تصوف است

وجود مفاهیم عرفانی، موسیقی آیینی یا سلوک معنوی، یاری را به تصوف تبدیل نمی‌کند. تصوف، سنتی درون تمدن اسلامی است؛ در حالی که یاری، نظام اعتقادی ویژه خود را دارد. در یاری، جم، بیاوبس ، خاندان، کلام، دونادون، نظام سرسپاری و ساختار اجتماعی، ارکان هویت دینی هستند؛ نه خانقاه و طریقت به معنای رایج صوفیانه.

باور نادرست پنجم: یاری کتاب مقدس ندارد

این گزاره نیز ناشی از مقایسه با ادیان کتاب‌محور است. یاری کتاب آسمانی به مفهوم تورات، انجیل یا قرآن ندارد؛ اما فاقد متن مقدس نیست. «دفتر» و «کلام» حافظه زنده این دین‌اند؛ متونی که حاصل جم‌ها، تجلیات معنوی و گفتار بزرگان و پیران آیین در دوران‌های مختلف هستند. بخش بزرگی از این آثار به زبان گورانی و در قالب نظم سروده شده‌اند و ستون انتقال اندیشه یاری از نسلی به نسل دیگر بوده‌اند.

دین یاری؛ یک نظام فکری مستقل

اگر نظام یاری را تنها مجموعه‌ای از آیین‌ها بدانیم، حقیقت آن را کوچک کرده‌ایم. یاری پیش از آنکه مناسک باشد، یک نظام اندیشه است. دینی که درباره انسان، کیهان و هستی، اخلاق، جامعه، مسئولیت و معنای زندگی سخن می‌گوید.

دونادون؛ فلسفه حرکت و تکامل

اساسی‌ترین مفهوم یاری، دنیای دونادون است. در این نگرش، هستی جریان پیوسته‌ای از تکامل است و انسان مسئول رشد و پالایش خویش است.

هیچ چیز ایستا نیست.

حرکت، قانون هستی است.

رشد، مسئولیت انسان است.

خداوند در اندیشه یاری

در اندیشه یاری، حقیقت الهی محدود به قالب‌های ذهنی ( تجلی های خاوندکار ) انسان نیست. او حقیقت مطلق، سرچشمه نور و بنیاد هستی است؛ حضوری که در سراسر آفرینش جاری است و شناخت او بیش از آنکه از راه جدل کلامی ممکن باشد، از مسیر پاکی، راستی و سلوک اخلاقی حاصل می‌شود.

سلطان سهاک و سامان دینی یاری

در روایت دینی اهل یاری، سلطان سهاک جایگاه بنیادین در استقرار و سامان‌بخشی آیین یاری دارد. او پیامبر به معنای ادیان ابراهیمی معرفی نمی‌شود، بلکه بنیان‌گذار ، آشکار کننده و سامان‌دهنده نظام دینی یاری است. در کنار او، داود و بنیامین و پیرموسی و مصطفی داودان و رمزبار و یادگار از شخصیت‌های محوری و راهبران بزرگ این سنت به شمار می‌آیند.

اخلاق؛ قلب تپنده دین یاری

هیچ دینی بدون اخلاق زنده نمی‌ماند. در یاری نیز اخلاق، مقدم بر مناسک است. پاکی، نخستین اصل است؛ پاکی اندیشه، گفتار، کردار و معاش. راستی، ستون دوم است؛ زیرا حقیقت بدون راستی قابل دست‌یابی نیست. نیستی، فروتنی و نفی خودبرتربینی است؛ نه نفی شخصیت انسان، بلکه نفی غرور و خودخواهی. و سرانجام، یاری؛ یعنی مسئولیت در برابر دیگری. انسان یاری، تنها برای نجات خویش زندگی نمی‌کند؛ او برای آبادانی جهان، کاهش رنج انسان‌ها، گسترش شادی، خرد و همبستگی مسئول است.

جم؛ مدرسه گفت‌وگو و همبستگی

در یاری، جم صرفاً مراسمی آیینی نیست. جم، نهادی برای هم‌اندیشی، یادآوری، انتقال تجربه، خواندن کلام، داوری، آشتی، آموزش و تقویت پیوند اجتماعی است. دفترها و کلام‌ها نیز حاصل همین سنت زنده گفت‌وگو و حافظه جمعی‌اند.

زبان گورانی و تنبور؛ حافظه فرهنگی یاری

زبان گورانی، زبان اصلی بخش بزرگی از کلام‌های مقدس یاری است. این انتخاب، تنها یک انتخاب ادبی نیست؛ بلکه حافظ هویت تاریخی و فرهنگی آیین یاری است. همچنین تنبور، صرفاً یک ساز نیست؛ زبان معنوی کلام است. مقام‌های کهن تنبور، بخشی از حافظه دینی و فرهنگی یاری را در خود حفظ کرده‌اند و بدون شناخت آن‌ها، فهم کامل سنت یاری ممکن نیست.

زاگرس؛ خاستگاه تمدن فرهنگی یاری

یاری را نمی‌توان از زاگرس جدا کرد. لرستان و کردستان تنها محل زندگی اهل یاری نیستند؛ بلکه بستر تاریخی شکل‌گیری فرهنگی هستند که زبان، موسیقی، آیین، تقویم، جشن‌ها و جهان‌بینی یاری در آن بالیده است. نوروز، جشن خاوندکار، جشن‌های سر فصل و گاه‌شمار ویژه، بیانگر آن‌اند که یاری نه صرفاً مجموعه‌ای از باورها، بلکه یک تمدن فرهنگی با ریتم زمانی خاص خود است.

جمع‌بندی

یاری را نمی‌توان با واژه‌هایی چون «فرقه»، «غلات»، «تصوف» یا «شاخه‌ای از اسلام» شناخت. این واژه‌ها بیشتر بازتاب تلاش دیگران برای طبقه‌بندی یاری در چارچوب‌های آشنا هستند تا توصیفی از هویت واقعی آن. از منظر اهل یاری، این آیین دینی مستقل با جهان‌بینی، زبان مقدس، متون دینی، نظام اخلاقی، تقویم، آیین‌ها و ساختار اجتماعی ویژه خود است.

در مرکز این جهان‌بینی، نه ترس، بلکه مسئولیت قرار دارد؛ نه برتری‌جویی، بلکه فروتنی؛ نه نفرت، بلکه یاری انسان به انسان شاید بتوان جوهره این آیین را در یک جمله خلاصه کرد: انسان برای آباد کردن جهان، گسترش خرد، آفریدن شادی و یاری رساندن به همنوع، در کنار دیگر انسان‌ها زندگی می‌کند.

سوالات متداول

آیا یاری و یارسان یک معنا دارند؟

خیر. «یاری» نام دین است، در حالی که «یارسان» به جامعه پیروان این دین گفته می‌شود.

آیا دین یاری شاخه‌ای از اسلام است؟

از دیدگاه پیروان این آیین، یاری دینی مستقل با جهان‌بینی، آیین‌ها، متون و ساختار ویژه خود است و خود را شاخه‌ای از اسلام معرفی نمی‌کند.

آیا دین یاری کتاب مقدس دارد؟

بله. در آیین یاری، «دفتر» و «کلام» متون مقدس این دین به شمار می‌روند و بخش مهمی از آن‌ها به زبان گورانی سروده شده‌اند.

دونادون در آیین یاری چیست؟

دونادون یکی از بنیادی‌ترین مفاهیم اندیشه یاری است و به سیر تکامل و استمرار حیات معنوی انسان اشاره دارد.

چقدر این مقاله مفید بود؟

/ 5. تعداد رای :

فریدون کرمی
فریدون کرمی

با فخر تمام، دامنە کوهساران دالاهو زادگاە من است. روح و روانم متعلق بە همین آب و خاک است. باور دارم در گردش دونادون هم، باز خویش را در همین سرزمین پیدا خواهم کرد!

نظر شما در مورد این مقاله چیست؟